تبلیغات
Namby Pamby - آن مرد روزی می آید؟
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

آن مرد دنیا دیده هر روز با اسب می رفت ٫ می رفت. تا یک روز...

آن مرد آمد .

آن مرد با اسب آمد .

خوشحال آمد .

خوشحال از اینکه آمد .

و دیگر نمی خواست برود .

آن مرد آمد .

اما چیزی رفت .

کتابها رفت .

دل من رفت.

عمر من رفت.

اما من نمی دانستم

آن مرد هم می رود ...

کاش اسبش می مرد .

کاش اسبش می مرد پیش از رفتن.

من هنوز اینجا منتظرم....



نوشته شده توسط :Zohreh
سه شنبه 21 دی 1389-08:05 ب.ظ